الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

124

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

232 - در شمار دوست و دشمن عذر دارى ، بنال « خاقانى » ! * كَاهل كم دارى ، آشنا كمتر دشمنانت ز خاك بيشترند * دوستانت ز كيميا كمتر « 1 » ( خاقانى ) 233 - وقت‌شناسى وقت غنيمت شمار * ورنه چو فرصت نماند ناله ، كه را داشت سود * آه ، كى آمد به كار ؟ ! « 2 » ( ناشناس ) 234 - ذوب در عشق قوم جعلوا حشاشتى مرعاهم * ما أعذبهم عندى ما أحلاهم ؟ كم ذاب فؤادى بهواهم كمداء * لا انسبهم الى الجفا حاشاهم ( ناشناس ) * * * گروهى درون‌مايهء مرا پايمال كردند و اين جفاى ايشان چه شيرين بود ، گرچه قلب من در عشق ايشان آب شد ، ليكن ايشان را به جفا منسوب نخواهم كرد . 235 - عيب‌پوشى صديقك مهما جنى غطه * و لا تخف شيئا إذا أحسنا و كن كالظلام مع النّار إذ * يوارى الدخان و يبدى السنا ( صلاح صفدى ) * * * عيوب دوستان خويش را مخفى كن و خوبىهاى ايشان را آشكار ساز ! چونان شب كه شعله‌هاى آتش را عيان مىكند و دود آن را مىپوشاند .

--> ( 1 ) . همان - ص 886 . ( 2 ) . « مجد همگر » - امثال و حكم ، ج 4 - ص 1891 ، ( م ) .